تبليغاتX
درد دل
يادم باشد ...

يادم باشد،حرفي نزنم كه دلي بلرزد،خطي ننويسم كه آزاد دهد كسي را

يادم باشد، كه روز و روزگار خوش است و تنها دل ما دل نيست

يادم باشد، جواب كينه را با كمتر از مهر

و جواب دورنگي را با كمتر از صداقت ندهم

يادم باشد، بايد در برابر فرياد ها سكوت كنم و براي سياهي ها نور بپاشم

يادم باشد از چشمه، درس خروش بگيرم و از آسمان درس پاك زيستن را


يادم باشد سنگ خيلي تنهاست...

يادم باشد با سنگ هم لطيف رفتار كنم، مبادا دل تنگش بشكند

يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام...

نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان

يادم باشد زندگي را دوست بدارم


يادم باشد هر گاه ارزش زندگي از يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم

يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه ي دوره گردي كه از سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد

يادم باشد معجزه قاصدك ها را باور داشته باشم

يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس

فقط به دست دل خودش باز مي شود

يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم

يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم


يادم باشد كه زنده ام

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 23:37  توسط | 
مادر بهشت من همه آغوش گرم تست


گوئی سرم هنوز ببالین گرم تست

پیوسته درهوای توچشمم به جستجوست


هرلحظه باخیال توجانم به گفتگوست

 

در خواب و خیال همه با توام هنوز


تنهائیم مباد که تیره است بی تو روز

دائم حریم قدس تو احساس میکنم


احساس قدس آن دم انفاس میکنم

موسیقی بهشت همانا صدای تست


گوش دلم به زمزمه لای لای تست

مادر به قصه های تو میخفت غصه ها


میرفت چشم و گوش بدنبال قصه ها

با شادیت نبود غمی را مجال ایست


امّا به گریه تو هم آفاق میگریست

صدقصه عشق بودی ومیخواندمت مدام


رفتیّ و ماند قصه صد عشق ناتمام

ای سینه داشته سپر هر بلای من


اکنون بکن شفاعت من با خدای من

امروز هستیم به امید دعای تست


فردا کلید باغ بهشتم رضای تست

این راز آن حدیث که نقل از پیمبر ست


جنت نهاده زیر قدمهای مادر ست(شهریار)

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 22:59  توسط | 
خاكسپاري كشته شدگان حادثه ريزش ساختمان سعادت آباد در كوهدشت لرستان
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 22:52  توسط | 
سلام خوبید

ممنون

که به وبلگ من سرزدید تازه ساختم میخوام حرف دلم بزنم

از تنهایی از مشکلاتم هر چی که هست بگم

من الهام ۲۲ ساله .۲۲ سال  رو این کره زمین زندگی می کنم

تا ۱۹ سالگی زندگی خوبی داشتم تا این که سال ۸۵ /۷/۷ یکی از بهترین کس زندگیم از دست داد مادرم  شدم تنها .. (۲ تا خواهریم ۳ تا برادر دار م )

مامانم بعد عروسی داداش بزرگم  ۱۸ روز بعد فوت کرد

خیلی سخت بود

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 22:41  توسط |