![]() |
![]() |
|
|
يادم باشد ...
يادم باشد،حرفي نزنم كه دلي بلرزد،خطي ننويسم كه آزاد دهد كسي را يادم باشد، كه روز و روزگار خوش است و تنها دل ما دل نيست يادم باشد، جواب كينه را با كمتر از مهر و جواب دورنگي را با كمتر از صداقت ندهم يادم باشد، بايد در برابر فرياد ها سكوت كنم و براي سياهي ها نور بپاشم يادم باشد از چشمه، درس خروش بگيرم و از آسمان درس پاك زيستن را يادم باشد سنگ خيلي تنهاست... يادم باشد با سنگ هم لطيف رفتار كنم، مبادا دل تنگش بشكند يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام... نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان يادم باشد زندگي را دوست بدارم يادم باشد هر گاه ارزش زندگي از يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه ي دوره گردي كه از سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد يادم باشد معجزه قاصدك ها را باور داشته باشم يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس فقط به دست دل خودش باز مي شود يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم يادم باشد كه زنده ام
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم آبان 1388ساعت 23:37 توسط |
|
|
مادر بهشت من همه آغوش گرم تست
پیوسته درهوای توچشمم به جستجوست
در خواب و خیال همه با توام هنوز
دائم حریم قدس تو احساس میکنم
موسیقی بهشت همانا صدای تست
مادر به قصه های تو میخفت غصه ها
با شادیت نبود غمی را مجال ایست
صدقصه عشق بودی ومیخواندمت مدام
ای سینه داشته سپر هر بلای من
امروز هستیم به امید دعای تست
این راز آن حدیث که نقل از پیمبر ست
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم آبان 1388ساعت 22:59 توسط |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم آبان 1388ساعت 22:52 توسط |
|
|
سلام خوبید
ممنون که به وبلگ من سرزدید تازه ساختم میخوام حرف دلم بزنم از تنهایی از مشکلاتم هر چی که هست بگم من الهام ۲۲ ساله .۲۲ سال رو این کره زمین زندگی می کنم تا ۱۹ سالگی زندگی خوبی داشتم تا این که سال ۸۵ /۷/۷ یکی از بهترین کس زندگیم از دست داد مادرم مامانم بعد عروسی داداش بزرگم ۱۸ روز بعد فوت کرد خیلی سخت بود |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم آبان 1388ساعت 22:41 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 |
|
RSS
|